دیدنت بی تابم کرد رفتنت ویران
WWW.NEDAJOON.BLOGFA.COM
لینکدونی خنده اش سرد و غریب است بیا برگردیم عشق بازیچه شهر است ولی در ده ما دختر عشق نجیب است بیا برگردیم... کرم ها در دل هر کوچه اقامت دارند روستا مامن سیب است بیا برگردیم چه حسابیست در این شهر که در مبحث جبر جای بعلاوه صلیب است بیا برگردیم باز باران بی ترانه ....باز باران با تمام بی کسی های شبانه می خورد بر مرد تنها می چکد بر فرش خانه باز می آید صدای چک چک غم باز ماتم ... من به پشت شیشه تنهایی افتاده نمی دانم ، نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست.... نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد کجای ذلتش زیباست ...نمی فهمم کجای اشک یک بابا که سقفی از گِل و آهن به زور چکمه باران به روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریده ؟؟؟ کجایش بوی عشق و عاشقی دارد ....نمی دانم نمی دانم چرا مردم نمی دانند که باران عشق تنها نیست صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست کجای مرگ ما زیباست ...نمی فهمم .... یاد آرم روز باران را یاد آرم مادرم در کنج باران مرد کودکی ده ساله بودم می دویدم زیر باران ، از برای نان ... مادرم افتاد...مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود.. .نمی دانم...کجــــای این لجـــــن زیباست.... بشنو از من کودک من پیش چشم مرد فردا که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست... و آن باران که عشق دارد فقط جاریست برای عاشقان مست و باران من و تو درد و غم دارد خدا هم خوب می داند که این عدل زمینی ،عدل کم دارد براي ان عاشق بي دل مي نويسم كه حرمت اشكهايم را ندانست دلم گرفته است امروز میخوام بنویسم ولی....................نمیدانم چرا دیگه دوست ندارم چیزی بنویسم.............. آخه فکرمی کنم یکی ناراحته که من این وبلاگ را درست کردم......... اینم مینویسم برای شما دوستان عزیزم..................... دلم گرفته است...میخاهم بگریم اما اشک به میهمانیچشمانم نمی آید ,تنم خسته و روحم رنجور گشته و میخواهم از این همه ناراحتی بگریزم اما پا هایم مرا یاری نمیکنند . مانند پرنده ایی در قفس زندانی گشته ام .از این همه تکرار خسته شده ام , چقدر دلم میخواهد طعم واقعی زندگی را بچشم , چقدر دلم میخواهد مثل قدیم عاشق هم بودیم , چقدر دلم میخواهد مثل قدیم کلمه ی دوستت دارم را هر روز از زبانت بشنوم , ولی افسوس آن کلمه که مرا به زندگیامیدوار می کرد هال به فرا موشی سپرده شد و جایش را تحقیر گرفت . عشق یعنی عشق عشق یعنی خلوت و راز و نیاز پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم که ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت کنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم تا اينکه يک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود.. نياز فوري به قلب داشت..از پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت :ميدوني که من هيچوقت نميذاشتم تو قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا کني.. ولي اين بود اون حرفات..حتي براي ديدنم هم نيومدي...شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و ديگر چيزي نفهميد... چشمانش را باز کرد..دکتر بالاي سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دکتر گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت کنيد..درضمن اين نامه براي شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاکت ديده نميشد. بازش کرد و درون آن چنين نوشته شده بود: سلام عزيزم.الان که اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري که قلبمو بهت بدم..پس نيومدم تا بتونم اين کارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه. (عاشقتم تا بينهايت) دختر نميتوانست باور کند..اون اين کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود.. آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره هاي اشک روي صورتش جاري شد..و به خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نکردم.. نه واست دل تنگم نه ازت دلگیرم تک و تنها دارم از غمت میمیرم من که خواستم عشقُ به چشات هدیه کنم دارم از پا درمیام تا بهت تکیه کنم برو تو آینه ببین از خودت چی ساختی بگو به چه قیمتی عشقُ دور انداختی منکه میگم دوست دارم هر شب و روز عاشقتم دیونگی نکن بیا من هنوز عاشقتم نداجون سهراب گفتی : چشمها را باید شست ...... شستم ولی !.........۰ گفتی : جور دیگر باید دید ....... دیدم ولی !..............۰ گفتی زیر باران باید رفت ........ رفتم ولی !.............۰ او نه چشمهای خیس و شسته ام را ...۰ نه نگاه دیگرم را ...۰ هیچ کدام را ندید !!!!۰ فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : " دیوانه باران ندیده " اي عاشقــــــــــــای بیصــــــــــــــــــــدائیم. زندگی شطرنج دنیا و دل است قصه پررنج صدها مشکل است شاه دل کیش هوسها میشود پای اسب آرزوها در گل است فیل بخت ما عجب کج میرود در سر ما بس خیالی باطل است ما نسنجیده پی فرزین او غافل از اینکه حریفی قابل است مهره های عمر من نیمش برفت مهره های او تمامش کامل است هميشه با بدست آوردن اون كسي كه دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازم هست كه ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميكنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي كردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مكن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي كشيم نميخوام از آسمون ماهو برات بيارم نميخوام توي رويا سوار ابرا بشم نه نميخوام بهار شه براي اوّلين بار اجازه هم نگيرم



وقتي كسي و دوست داري!!!
به خاطرش داد بزني به خاطرش دروغ بكي رو همه جيز خط بكشي حتي رو برك زندكي
وقتي كسي تو قلبته حاضري دنيا بد باشه فقط اونيكه عشقته عاشقي و بلد باشه
قيد تموم دنيا رو به خاطر اون ميزني خيلي جيزها رو ميشكني تا دل اون و نشكني
حاضري كه بكزري از دوستاي امروز و قديم اما صداش و بشنوي شب از ميون دوتا سيم
حاضري قلب تو باشه بيش جشمهاي اون كرو فقط خدايي نكرده اون يه وقت بهت نكه برو
حاضري هر جي دوست نداشت به خاطرش رها كني حسابت و حساااااابي از مردم شهر جدا كني
حاضري حرف قانون و ساده بزاري زير بات به حرف اون كوش كني ووووووو به حرف قلب باوفات
وقتي بشينه به دلت از همه دنيا ميكزري تولد دوبارته اسمش و وقتي ميبري
حاضري جونتو بدي يه خار توي دستاش نره حتي يه زره كرد و خاك تو معبد جشاش نره
حاضري مسخرت كنن تمون ادماي شهر اما نبيني اون باهات كرده واسه يه لحظه قهر
حاضري هر جا كه بري به خاطرش كريه كني بكي كه محتاجشي و به شونه هاش تكيه كني
حاضري كه به خاطر خواستن اون ديوونه شي رو دست مجنون بزني با غصه ها همخونه شي
حاضري مردم همشون تو رو با دست نشون بدن و ديوونه هاي دوره كرد واسه تو دست تكون بدن
حاضري اعتبارت و به خاطرش خراب كنن كار ت و به كسي بدن جاش اون و انتخاب كنن
حاضري كه بكزري از شهرت و اسم و ابروت مهم نباشه كه كسي بخواد بشينه رو به روت
وقتي كسي تو قلبته يه جيز قيمتي داري ديكه به جشمت نمياد اكر كه ثروتي داري
حاضري هر جي بشنوي حتي اكر سرزنشه فقط به خاطر اونيكه خيلي برات با ارزشه
حاضري هر روز سر اون با ادما دعوا كني غرورت و بشكني و باز خودت و رسوا كني
حاضري هر جي كل داري دونه به دونه بشموري بسوزي از تب نكاش اسمش و وقتي مياري
حاضري هر كي جز اون و ساده فراموش بكني بشت سرت هر جي ميكن جيزي نكي كوش بكني
حاضري هر جي كه داري بيان و از تو بكي رن برنده هاي شهرتون دونه به دونه بميرن
حاضري كه بكزاري از مقررات و دين و درس وقتي كسي و دوست داري معني نميده ديكه ترس
وقتي كسي و دوست داري صاحب كلي ثروتي نزار كه از دستت بره اين كنج خيلي قيمتي
براي ان مينويسم كه معناي انتظار را ندانست،
چه روزها و شبهايي كه به يادش سپري كردم
براي ان مينويسم كه روزي دلش مهربان بود
مي نويسم تا بداند دل شكستن هنر نيست
نه دگر نگاهم را برايش هديه ميكنم ، نه دگر دم از فاصله ها ميزنم
و نه با شعرهايم دلتنگي ها را فرياد مي زنم
مي نويسم شايد نامهرباني هايش را باور كند
![]()
آرزو دارم ...
برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي كه بي من لحظه ها را سر كني.
مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني. مي رسد روزي كه شبها
در كنار عكس من نامه هاي كهنه ام را مو به مو از بر كني
عشق امانت با ارزشيه كه هر كسي تو قلبش ميزاره برايه همينه كه هر
وقت بخواي عشقت را از كسي پس بگيري بايد قلبش را بشكني
اگه براي تمام دنيا تو يک نفر هستي.براي من همه ي دنيايي..اي هم
نفس،زيباترين لحظاتم را به پاي ساده ترين دقايق زندگيت خواهم
ريخت... تا باز هم بداني که من عاشق ترين عاشقانت هستم
يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که
نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهتت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چي ؟
گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ... گفتم : يه
خواهش دارم . وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار . گفتي :
به چشم ... حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ...
تو هم اون دور دورا ايستادي و بهم مي خندي
عشق یعنی محبت و سوز و گداز
عشق یعنی سوز بی ماوای ساز
عشق یعنی نغمه ای از روی ناز
عشق یعنی کوی ایمان و امید
عشق یعنی یک بغل یاس سپید
عشق یعنی یک ترنم از یه یار
عشق یعنی سبزی باغ و بهار
عشق یعنی لحظه دیدار یار
عشق یعنی انتهای انتظار
عشق یعنی وعده بوس و کنار
عشق یعنی یک تبسم بر لب زیبای یار
عشق یعنی حس نرم اطلسی
عشق یعنی با خدا در بی کسی
عشق یعنی همکلام بی صدا
عشق یعنی بی نهایت تا خدا
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی از فراقش سوختن
عشق یعنی سر به در اویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی بنده فرمان شدن
عشق یعنی تا ابد رسوا شدن
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست
عشق یعنی هر چه در دل آرزوست
عشق یعنی یک تیمم یک نماز
عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه
عشق یعنی یک تکیه گاه و جان پناه
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی پیش محبوبت بمیر
عشق یعنی از رضایش عمر گیر
عشق یعنی زندگی را بندگی
عشق یعنی بندگ آزادگی
هر وقت دل تنگت میشم میام پشت در قلبت در میزنم پس هر وقت قلبت میزنه بدون دلم برات تنگ شده.
ساده است ستایش گلی وچیدنش واز یاد بردن این که باید آبش داد.![]()
قلبم را چهل تکه و هر تکه را همراه با یک شاخه گل رز تقدیم به مهربانیت میکنم.![]()
همراه
مـــــــــن
تنــــــها با تو
تا اوج عشـــــــق
هـم پـــــــــــــروازم
با قلب تودلدارمن هم آوازم
توهمپـــــــــای من، تنـــها با من
هـــــــــــــــــــم آوائـــــــــــــــــــی
با درد مــــــــــــــــن، آشنـــــــــــــــائی
تکیـــــــــــــــــــه گاهی ، همصــــــــــدائی
ما فریاد عشـــــــــــــــــــق، در قلب شــــــــب
دلگرمی عاشــــــــــقای بیصــــــــــــدائیــــــــــم
ما، دل میبازیم دریادریا ،تابیکران،عاشقای بی پروائیم
تو، با مــــــــــــن بمـــــــــــان، ای مهـــــــــــــــــــــربان
چون ماه شــــــب در آســــــــمان؛ بر من بتــــــــــــــــــــاب
تا بیـــــــــــــــــکران مثـــــــــــــــــل مهتــــــــــــــــــــــاب
مــــن تا مـرز جان؛ از عشقمان میسـوزم ای آرام جـــان
بر من بتـــــــاب تا کهــــکشــان مثــــل آفتــــــــــاب
ما؛ فریــــاد عشـــق در قلــــب شب دلگـــــرمی
نميخوام عکستو رو ستاره ها بذارم
نميخوام براي چشمات هرچي گُله بچينم
نميخوام باز تو رو تو خواب گُلا ببينم
ميخوام برات بميرم
تو دشت آرزوها باز با تو تنها بشم
نميخوام داشتن تو واسه من آسون بشه
نعمت با تو بودن بازم فراون بشه
ميخوام برات بميرم
من عاشق پاييزم
پاييز ميشه عاشقتر واسه تو اشک بريزم
نه نميخوام فکر کني
که عاشقيم يه حرفه
اگه يه وقت نباشي
آب ميشه مثل برفه
ميخوام برات بميرم
ميخوام برات بميرم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
| :قالبساز: :بهاربيست: |

















